تبلیغات
وبـلاگک - مطالب بازی وبلاگی
30 بهمن 87  11:00 ب.ظ    ویرایش: 30 بهمن 87 11:55 ب.ظ
نوع مطلب: بازی وبلاگی ،

هفته پیش عموهوشنگ گل من رو به یک بازی وبلاگی جالب و بامزه دعوت کرد ، منم چون کمکی سرم شلوغ بود و خلاصه یک سری پست دیگه آماده کرده بودم ، قسمت شد تا امروز تو این بازی شرکت کنم .

قراره ما تو این بازی چند تا عکس از دوران کودکیمون توی وبلاگمون بزاریم تا دوستان دوران طوفولیتمون رو هم ببینن. من از همینجا عذر خواهی میکنم اگه کیفیت عکسها پایینه.

سمت راست امیرحسن ( پسرخاله ) ، سمت چپ امیرعلی ( مراسم عروسی )

یک سری قانون و اینام داره که خوب ما رعایت کردیم ، شمام اگه خواستین شرکت کنین حتما رعایت کنید:
  • اسم پست خودتون رو میگذارید “وقتی —- کوچک بود” وبجای —- اسم وبلاگ یا اسم خودتون رو میگذارید
  • اگه عکس کودکی خودتون رو دارید که هیچ، اگه ندارید از آلبوم عکس خودتون چند تا عکس انتخاب میکنید
  • عکسها رو می برید سر کوچه اسکن میگیرید یا با دوربین از شون عکس میگیرید
  • حداقل باید 3 تا عکس بگذارید
  • سعی کنید توی عکس آدم بزرگ نباشه


این عکس مال زمانیه که امیرعلی خان هنوز 1 سالش نشده و حدودا 9 ماهشه (پارک ملت)


امیرعلی اینجا حدودا 1 سالشه و اولین مدرک ثبت شده از علاقه زیادش به غذا.


اینجا ایشون تقریبا 1 سال و  4 ماهشونه و تازه آموختن پیاده روی رو.


راستش پشت این عکس تاریخ نداشت مادرم اگه میتونه کمک کنه ، (سواحل خلیج فارس - کیش)


اینجا اولین بار استعداد اینجانب در ورزش اسکی توسط دایی گرامی کشف شد


اینم زمانش مشخص نیست ولی گویا مردی شدم برای خودم. (عروسک هم نینجا ترتل میباشد)



پی نوشت : 
  • خب اینم از امیرعلی وقتی کوچک بود ، کسی رو هم دعوت نمیکنم ؛ چون کسی نمونده و عمو همورو دعوت کردن ، امیدوارم کمی لبخند روی لبهاتون نشسته باشه .
  • عمو هوشنگ جان مرسی که باعث شدی خاطره ها برای خودم هم زنده بشه.
  • آناهیتا خانوم از شمام ممنون به خاطر تذکر.


   


نظرات()   
25 دی 87  03:15 ب.ظ    ویرایش: 27 دی 87 04:33 ب.ظ
نوع مطلب: بازی وبلاگی ،

علیرضا دوست خوبم من رو برای اولین بار به یک بازی وبلاگی دعوت کرد و من هم با سرعت هر چه تمام تر دست به کار شدم و اینا ، خیلی الان هیجان دارم و شاید هم نمیدونم ....

تو این بازی قراره شرکت کننده ها عکس محیط کار روزانه خودشون و کامپیوترشون رو به نمایش بزارن ، تا از فضولی جماعت فضول کمی کاسته بشه و وبلاگ نویسای وبلاگستان با هم ارتباط بهتری برقرار کنن .



با دسکتاپمان شروع می کنیم که در یکی از بهترین شرایط خودش هست ، تازه پاکسازی شده و من بسیار شانس آوردم که به موقع پاکسازی کردمش و گرنه آبروم میرفت زیاد..... اصولا هفته ای یکبار پاکسازی میشه و آخر سر هم باز این 2 تا آیکون باقی میمونن.



بعدش میرسیم به میز کامپیوتر و خود جناب رایانه و بند و بساط من ، از این میز تنها 3 استفاده میشه

  • استفاده روزانه از کامپیوترمان به وسیله مانیتور و موس و کیبرد
  • نوشتن مطالب وبلاگکمان توسط اون تخته شاسی که روی میز میبینید
  • نگهداری وسایل مختلف از جمله شمعها و DVD  هایمان که در تصویر هستند


این تختی که میبینین به مراتب ازش بیشتر استفاده میکنم

  • روش درس میخونم
  •   تلفن صحبت مینمایم
  • PSP  بازی میکنیِم
  •  میخوابم


و آخر از همه هم میرسیم به زمین اطاق یک پشت کنکوری تمام عیار رشته هنر که البته اینجا بر عکس بقیه جاهای اتاقم بسیار شلوغ میباشد و من پوزش می طلبم واقعا ، میتونین به حساب تنبلی صاحب اتاق بگذاریدش.

من هم هرکسی که این رو میخونه رو دعوت میکنم بیاد و توی این بازی شرکت کنه.

   


نظرات()