قبل از هر چیز میخوام ببخشیدم که تو این دو هفته چیزی ننوشتم ، کلی اتفاق افتادش برام که حس و حال نوشتن رو ازم گرفته بود و یه جورایی قفل شده بودم و انگشتهام چیزی نمینوشتن.
من هم طبق معمول اول از توشیبا جون کمی تعریف کردم و بعد هم گفتم سونی هم بد نیست ( خب البته خودش هم میدونست که شوخی میکنم ) ، برای کسب اطلاعات بیشتر دست به دامن اینترنت شدیم و بعد از ساعاتی وبگردی اطلاعات بدرد بخوری پیدا نکردیم و فقط کمی عکس دیدیم.
به این نتیجه رسیده بودیم که از راه دور خوب نمیشه تصمیم گرفت و باید از نزدیک دید و حقیقت رو لمس کنیم تا بتونیم تصمیم بگیریم ، پس تصمیم گیری نهایی موکول شد به روزی که میریم پایتخت.
فردای همون روز راهی مجتمع رایانه ای ( پارسی نویسی رو پاس میداریم خلاصه ) پایتخت شدیم تا از نزدیک حقیقت رو لمس کنیم ، رو به روی در ورودی آقایون محترمی کاتالوگ های شرکت های مختلف رو به ما ارائه کردند و ما هم به دنبال لپ تاپ مورد نظرمون گشتیم ، خلاصه سرتون رو درد نیارم که با هزار جور پرس و جو ی مختلف گزینه مورد نظر رو انتخاب کرد.
1 هفته بعد ، پس از تصمیم گیری نهایی و مشورت با خانواده روز موعود فرا رسید و ما بازهم راهی شدیم ، یکی از مغازه هایی رو که روز اول نشون کرده بودیم ، پیدا کردیم و رفتیم داخل ، خب آقای محترمی که البته بسیار هم خوش تیپ بودن به ما سلام کردن و گفتن بفرمایین ، ماهم مدل لپ تاپ مورد نظر رو گفتیم ، با خوشرویی به ما گفتن تا شما چرخی درون پاساژ بزنید لپتاپ رو براتون از انبار میفرستن ، خب ماهم قبول کردیم و شروع به گشتن شدیم ، مهدی گفت امیرعلی بیا بریم من کیف بخرم برای همین بچه تازه وارد ، گفتم فکر خوبیه.
چجوری از طبقه پنجم سردرآوردیم رو نمیدونم ، وارد یه مغازه شدیم که اتفاقا همون لپ تاپ رو با همون گارانتی داشت ، قیمت رو پرسیدیم و بعد از اینکه جناب آقای محترم تر که اتفاقا زیادم خوشتیپ نبود قیمت رو به ما گفتن جفتمون به هم گفتیم خب از همین جا میخریم چه کاریه ، ایشون قیمت لپ تاپ رو حدود 100 هزار تومان پایین تر به ما گفتن ، آقای محترم تر هم رسید لپ تاپ رو نوشت و یه مقدار پول ناقابل هم از ما گرفتن و گفتن : فردا تشریف بیارین تا کارت گارانتی رو هم براتون بیارم.
ما خوشحال و خندون به همراه بچه کوچولوی جدید از پایتخت خارج شدیم و آقای محترم طبقه دومی هم منتظر موند تا ما چرخ زدنمون تموم بشه.
ادامه دارد......
نامرتبط ها:

به جرات میتونم محبوبیت عادل فردوسی پور رو در ایران با دکتر فیل (Dr.Phil) و اپرا وینفری (Oprah Winfrey) در ایالات متحده مقایسه کرد ، او و برنامه اش در طول این سالها توانسته اند جایگاه خوبی میان مردم ایران پیدا کنند و او با اجرای مناسب خود در این برنامه باعث پیشرفت فوتبال ایران شده است ، نمیدونم اگر عادل و برنامه 90 نبودند برای فوتبال ایران چه اتفاقهایی می افتاد!
اما امروز وضعیت عادل و برنامه اش مشخص نیست ،حتی نمیدونیم که هفته دیگه برنامه اش پخش میشه یا نه ؛ یا اگر پخش میشه مجری اش عادل فردوسی پور است یا نه.
اگر پخش برنامه نود متوقف شود من با اطمینان میتونم بگم که باید به انتظار روز های افت فوتبال کشورمون بنشینیم و برنامه نود بدون عادل مانند برنامه اپرایی میباشد که بدون حضور خانم اپرا برگزار شود.
من واقعا نمیدونم بر سرعادل و 90 چه خواهد آمد ، بزرگترین سوال این است که چرا اگر کسی بر خلاف ما حرف بزنه ما تمام تلاشمون رو میکنیم تا اون رو دو دستی به زیر آب ببریم تا خفه شود؟
چرا به پای حرفهاش نمیشینیم و گوش نمکینیم که طرف مقابل ما در مورد ما چه نظری دارد؟ شاید راست بگه و کار های ما اشتباه باشد!
دنبالک های این پست بخشی از مطالبی است که در طول این دو روز برای حمایت از عادل فردوسی پور و برنامه 90 نوشته شده است ، پیشنهاد میکنم بخونیدشون.
- دنبالک ها:برای حمایت از عادل اینجا را امضا کنیم ،حلقه انسانی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در حمایت از برنامه 90 ،حتی نمیتوان «عادل» بود! ،نظر شما درباره اختلال در روند ارسال SMSی برنامه نود ،از فرزاد حسنی تا عادل فردوسی پور! ،اس ام اس های برنامه نود چه شد؟ ،فردوسی پور، اگر در آینده هم بشود! ،عادل فردوسی پور در ویکی پدیا ،






