تبلیغات
وبـلاگک - قصار گویی های دوستان من - یک
30 آذر 87  12:00 ق.ظ    ویرایش: 30 آذر 87 01:11 ق.ظ
نوع مطلب: قصار نوشته ها ،

امروز امشب تصمیم گرفتم تا برای شما کمی از جملات قصاری که دوستانم* بر زبانشون جاری شده رو بنویسم ، تا کمی لبخند رو بر لبای شما بنشونم.

مشغول متر کردن خیابان مقصود بیک به سمت تجریش بودیم ، دقیق یادم نمیاد بحث راجع به چی بود ولی طبق معمول همیشه از بین 7 نفر 7 نفر مشغول باز کردن گره سیمهای هدفون خودشون بودند. هومان دوست خوبم که جاش اینجا خالیه ، استعداد خودش رو در قصارگویی به رخ ما کشوید و گفت :

بچه ها دیدن وقتی آدم به آهنگی گوش نمیده از اون آهنگ خوشش نمیاد؟

کلی خندیدیم و خودش هم که پی برده بود به سخن قصارش کم نیاورد و پا به پای ما خندید.


یکبار هم مهدی دوست بسایر خوبم که هنوز هم در دسترس میباشد به من اثبات کرد که در قصار گویی همتایی دارم ، بحث در باره کنکور سراسری و آزاد بسیار داغ بود که آقا بلند شد و گفت :

خیلی سخته وقتی توی تستای سراسری تست آزاد رو میزنی!!!!

لازم به ذکر که من هنوز هم معنی و مفهوم سخن ایشون رو درک نکردم
و درک این سخن کاریست بسی مشکل. اگر کسی متوجه شد اگر به من هم در فهم این جمله کمک کنه بسیار ممنون میشم.

*رسم بر این نیست که من فقط جملات قصار دوستانم رو اینجا بنویسم ، اطمینان داشته باشید از خودم هم خواهم نوشت، اما در حال حاضر چیزی که زیاد نیست وقته پس کلام رو کوتاه میکنم و از همه شما رو به خدای بزگ میسپارم [ شمایل مجری اخبار 20:30 ].


پی نوشت : شب یلدای امسال شام با دوستان قراره خودمون رو اردک آبی مهمون کنیم ، جای دوستای خوبم که نیستن و یا نمیتونن بیان خالی به خصوص ( امین ، هومان ، ولارضا ) که دلم براشون خیلی تنگ شده.

   


نظر بدهید()